http://up9.iranblog.com/images/fknb8ukl3i2c4bo8jwhj.gif

آپلود عکس و فایل ایران بلاگ

+ پاسخ گويي به اين گفتگو
نمايش نتايج 1 به 5 از 5

نام گفتگو: معرق کاری

  1. #1
    تاريخ عضويت : May 2009
    پست ها : 1
    سپاس
    11
    تشکر شده 2 بار در يک پست

    پيش گزيده معرق کاری

    با عرض سلام خدمت مدیران ارجمند
    اگر امکان داره در باره معرق کاری هم مطب بنویسید

    با تشکر

  2. 2 کاربرا به a_asadi50 عزيز بابت پست مفيد تبريک گفته اند :

    admin (05-05-2009)

  3. #2
    تاريخ عضويت : May 2005
    شهر : تهران
    پست ها : 4,436
    سپاس
    2,062
    تشکر شده 6,731 بار در 2,243 پست

    پيش گزيده

    مُعَرَّق‌کاری یا موزاییک سازی یکی از رشته‌های صنایع دستی است.

    معرق سازی در ایران از سده ۶ هجری و دوره سلجوقیان با ساخت کاشی معرق پیشرفت کرد و در سده هشتم کامل‌تر و ظریف‌تر شد. در سده نهم و دهم هجری نیز رشد بسیار زیادی کرد. شهرهای اصلی معرق سازی در این دوره اصفهان ، یزد ، کاشان ، هرات ، سمرقند و آران و بیدگل بودند.

    هنر موزاییک از دیرزمان شناخته شده بود و تا به امروز نیز کاربرد دارد. در بین النهرین و مصر باستان نوعی موزائیک در اندازه‌های کوچک و برای مصارف تزئینی و زینتی ساخته می‌شد ولی رومیان آن را چون یک قالب هنری همپایه‏ی دیوارنگاری به کار می‌بردند . صنعت موزاییک سازی توسط هنرمندان صدر مسیحیت ادامه یافت و در اوایل قرون وسطی به خصوص در قلمرو امپراتوران بیزانسی به اوج شکوفایی خود رسید ( مثلاً موزاییک‌های کلیسای سان وتیله در راونا )

    معرق چیست؟
    در دایره‏المعارف هنر (نوشته رویین پاکباز)، در تعریف معرق چنین آمده‏است: معرق (موزائیک Mosaic) طرح پیک نما یا انتزاعی ساخته شده از قطعات سنگ ، شیشه ، سفال ، چوب رنگین بر روی دیوار ، سقف ، زمین و غیره‌است.

    انواع معرق

    * معرق چوب
    * معرق کاشی
    * معرق موزائیک

    معرق‏کاری در ایران

    در بعضی از منابع به اشتباه گفته شده‏است که معرق چوب برگرفته از کاشی معرق است و معرق در ایران از هند وارد شده‌است. در حالیکه در سبک هندی چوب زمینه‏ی کار یک تکه‌است و به علاوه جنس چوب از فوفل است ..شیوه‌ای کار در سبک هندی به این شکل است که ابتدا طرح را بر روی چوب پیاده کرد و سپس شکل‏ها را بریده و بعد با تکه‏های مختلف چوب پر میکنند.

    طبق آخرین کاوش‏هایی که در شهر سوخته واقع در زابل انجام گرفته‌است، شانه‎ای پیدا شده‌است که بر روی آن گلی با تکه‏های چوب کار شده‌است. این شانه متعلق به ۵۰۰۰ سال پیش است. پیدا شدن این شانه دلیلی بر بطلان دو نظریه فوق‏الذکر میباشد. علاوه بر این طرح گل روی شانه با طرح گلی که بر روی سفالینه‏ها کشف شده‏است یکی می‏باشد که نشان میدهد شانه‏ی یافت شده نمی‏تواند از جایی وارد ایران شده باشد.(بر اساس کاوش‏های استاد مهران امیر اینانلو)

    معرق نوین

    معرق به شکل امروزی یک هنر نوین است که در سال ۱۳۰۹ هجری شمسی اولین کارگاه آن توسط حسین طاهرزاده ایجاد شد که کارگاه منبت بود و توسط احمد امامی و پسرانش خلیل و علی در سال ۱۳۱۰ در رشته معرق و مشبک به کارگاه منبت فوق‏الذکر اضافه شد.از اساتید آن زمان میتوان به برادران امامی و استاد زابلی اشاره کرد. از اساتید معاصر می‏توان به استاد اینانلو اشاره کرد که ابداع کننده سبک تفکیک رنگ می‏باشند. در این سبک تکنیک‌های نقاشی را روی معرق پیاده می‏کنند. تکنیک‏هایی مانند پرسپکتیو- سایه روشن - نور و.. ولی در معرق سنتی به صورت مینیاتور(نقاشی ایرانی) کار می‏شد و بیشتر طرحهای به کار رفته از اثار استاد محمود فرشچیان بود. در معرق سنتی مبحثی به عنوان تفکیک رنگ وجود نداشت و به صورت کلی فرم‏ها یک تکه و با کمک خط اره نشان داده می‏شدند.

  4. 2 کاربرا به admin عزيز بابت پست مفيد تبريک گفته اند :


  5. #3
    آواتار selma
    تاريخ عضويت : Aug 2006
    شهر : زماني كه كنار رودخانه بودم نگاهم به قله ي كوه بود
    پست ها : 18,636
    سپاس
    4,439
    تشکر شده 10,241 بار در 6,204 پست

    پيش گزيده

    مقدمه تاريخي

    معرق در معناي كلام «اصولاً هر چيز رگه دار را گويند » ولي مفهوم آن در اين نوع بخصوص هنر، ايجاد نقش ها و طرح هاي زيبايي است كه از دوربري و تلفيق چوب هاي رنگي روي زمينه اي از چوب يا پلي استر سياه شكل مي گيرد.

    تاريخ پيدايش اين هنر به درستي مشخص نيست؛ ولي از تطبيق آن با هنر كاشي كاري ، بدون شك رابطه اين دو هنر را درمي يابيم. براي آشنايي با ريشه ي اين هنر ، صحبت از تاريخ تكوين به ميان مي آيد و به عنوان مقدمه مي توان از گنبد سرخ مراغه كه در زمان ايلخانيان ساخته شده است، ياد كرد؛ اين گنبد نوع بسيار ساده ي كاشي كاري بدين سبك است.

    كاشي كاري معرق در دوران مغول نيز به همين منوال بود و تداول آن در عصر صفوي به اوج شكوفايي خود رسيد و آثار ارزنده اي در هنر كاشي كاري پديد آمد. اين شكوفايي در زمان افاغنه و زنديه رو به افول نهاد. در دوران قاجاريه نيز كاشي كاري معرق، تقليدي ناقص از آثار گذشتگان بود. تا اين دوران نقشهايي كه در كاشي كاري معرق به كار برده مي شد نقش هاي اسليمي بود. اما با سفر عده اي از هنرمندان به اروپا و گرايش آنان به هنر و فرهنگ اروپايي، تغييرات و دگرگوني هاي بسياري در نقشهاي كاشي كاري به عمل آمد و از آن پس طرح انسان و ديگر اشكال مانند اسلحه جنگي در هنر كاشي كاري دوران قاجاريه نمايان شد .

    از آن دوران تا به امروز، اين هنر، چونان گذشته رونق نداشته است و تنها عده ي كمي از هنرمندان در زنده نگهداشتن آن كوشا بوده اند.

    وجه تشابه كاشي كاري معرق با معرق كاري روي چوب در شيوه ي عمل است كه در هر دو ، نقش ها از تركيب قطعات رنگي جنس مورد نظر شكل مي گيرد. يكي از نمونه هاي قديمي موجود آميزه ي اين دو هنر، دري قديمي و بزرگ، متعلق به عصر قاجاريه است كه در ضلع شمال غربي محوطه وزارت آموزش و پرورش فعلي قرار دارد. ارتفاع اين ساختمان در حدود چهار و نيم متر و عرض آن سه متر است و سردري نيم دايره در بالاي آن قرار گرفته است. هر طرف اين در به سه قسمت مربع شكل تقسيم شده است:

    مربع بالايي آن شيشه و دو مربع پاييني چوب برجسته و مسطحي است كه نقشهاي اسليمي معرق كاري شده در اين قسمت جاي گرفته است.

    سابقه ي معرق كاري و آموزش آن در اداره كل هنرهاي سنتي به سال 1309 ه . ش برمي گردد. در آن سال به پايمردي استاد حسين طاهرزاده بهزاد ، گروهي از هنرمندان نام آور هنرهاي سنتي از سراسر كشور در تهران گرد هم آمده و مدرسه صنايع مستظرفه را بنياد گذاشتند. اين مؤسسه از ديرباز تا به امروز با عنوان هاي گوناگوني مانند: مدرسه صنايع قديمه و هنرستان هنرهاي ملي، اداره هنرهاي ملي و مدتي نيز به عنوان يكي از واحدهاي اداره كل آفرينش هنري و ادبي در وزارت فرهنگ و هنر سابق، در تعالي و تكامل هنرهاي سنتي سهم بسزايي داشته است. اين اداره كل در سال 1346 به اداره ي كارگاه هاي هنري تغيير نام داد و سرانجام در سال 1357 به عنوان يكي از واحدهاي دفتر پژوهش و آفرينش به حيات خود ادامه داد . پس از پيروزي انقلاب، اداره ي مذكور به اداره ي كارگاه هاي هنري تغيير نام يافت و فعاليت هاي خود را در اداره ي كل هنرهاي سنتي دنبال كرد. تا اين زمان هنرجويان آن را منحصراً افراد علاقه مندي تشكيل مي دادند كه طي فراگيري به استخدام رسمي درمي آمدند.

    از سال 1360 به استناد موافقتنامه معاونت فرهنگي وقت، واحد آموزش مستقلي براي تعليم هنرهاي سنتي آغاز به كاركرد و سرانجام در سال 1362 تأسيس رسمي اداره آموزش اين اداره كل، براي عموم مشتاقان به فراگيري هنرهاي سنتي، سرآغاز نويني بر تداوم اين هنرها شد و در كنارآن كارگاه منبت و معرق به سرپرستي استاد سيد كمال ميرطيبي همچنان به فعاليت هاي هنري خود ادامه داد.

    در طي ساليان، معرق همپاي حركت زمان پيشرفت كرد و تحولات و نوآوري هاي مختلفي در آن پديدار شد. براي آشنايي با مسير حركت اين هنر، بايد به اولين كارگاه منبت و معرق اشاره كرد كه در سال 1310 تحت سرپرستي استاد احمد امامي، تأسيس شد بايد اشاره كرد و همچنين از اساتيد متقدمي چون پرويز زابلي، عباس شهميرزادي ، علي و خليل امامي ، و احمد رعنا ياد كرد. ابتدا اهم فعاليت آن كارگاه، منبت كاري بود و به تدريج در كنار آن هنر معرق نيز پاي گرفت.

    اين هنر در آغاز براي تزئين سطح ميز، بوفه، در و تكيه گاه صندلي به كار برده مي شد، و تنها نقش هاي اسليمي يا گره يا پنج رنگ محدود چوب هاي آبنوس، فوفل ، گلابي، سنجد و توت مورد استفاده قرار مي گرفت و گاه براي تنوع، از برش هاي خاتم براي اشباع نقش ها استفاده مي كردند. رنگ خاتم ها به همان پنج رنگ فوق الذكر محدود بود و به خاتم چوبي شهرت داشت.

    در آن ايام، شيوه معرق كاري در مقايسه با روش امروزي بسيار متفاوت بود و بيشتر به روش معرق هندي اجرا مي شد. بدين طريق كه هنرمندان ابتدا به وسيله كارد مخصوص منبت، محل قرار گرفتن نقش ها را روي شيء مورد نظر مطابق طرح مي كندند و سپس نقش ها را از چوب هاي رنگي به وسيله ي مته اي كه اختصاص به تعمير چيني داشت و سوهان هاي مخصوص و ارّه اي به نام چكي، دوربُري مي كردند و در محل مقرر قرار مي دادند.

    نخستين تاريخي كه در مورد اشباع نقش هاي كنده شده به وسيله چوب هاي رنگي موجود است تابلويي مربوط به سال 1313 با نقش دوسوار كار است كه به وسيله احمد رعنا ساخته شده و متعاقب آن تابلوي ديگري مربوط به سال 1314 با نقش يك زن است كه توسط عباس شهميرزادي اجرا شده است. هم اكنون دو تابلوي مذكور در نمايشگاه اداره كل هنرهاي سنتي نگهداري مي شوند.

    عباس شهميرزادي هنگام اجراي تابلوي بعدي خود ، به جاي كندن سطح چوب به فكر ايجاد زمينه در اطراف نقش ها افتاد و از كنار هم قرار دادن قطعات چوب زمينه اي در اطراف نقش ها به وجود آورد. اين تابلو، با مقطع بيضي، نشانگر نقش دو زن بود .

    نخستين نمونه هاي موجود اين روش، دو تابلوي مربوط به سالهاي 1317 و 1319 است كه نقش پيكار دو سوار با يك شير را نشان مي دهد. اين تابلوها مربوط به امتحان كلاس معرق «علي و خليل امامي» است و هم اكنون در موزه هنرهاي ملي نگهداري مي شوند.

    به دنبال اين دگرگوني ها، در سال 1316 احمد رعنا با اثر ابداعي خود به نام شكارگاه، معرق را از حالت مسطح خارج كرد و به صورت نيم برجسته مطرح نمود كه همين شيوه تا امروز با نام منبت معرق متداول است. زمينه ي فكري اين نوآوري از نقش هاي منبت كاري شده ي درهاي كاخ مرمر شكل گرفت.

    تا سال 1334 اجراي معرق با همان پنج رنگ محدود، متداول بود تا اين كه محمد طاهر امامي كه در پي تنوع رنگ بيشتري در معرق بود ، در انديشه ي به كارگيري مواد شيميايي رنگي شد و جهت آزمون، نقش هايي روي يك راكت تنيس روي ميز با استفاده از مواد ياد شده به وجود آورد. بدين منوال در پي شناسايي گوناگوني ِ رنگ، انواع چوب هاي صنعتي شناخته شد. ( اين پي گيري همچنان ادامه دارد. )

    در سال 1335، تعدادي پاراوان و بوفه ي معرق كاري شده از طرف دولت چين به دولت ايران اهدا شد كه هنگام حمل، تعدادي از آنها خسارت ديد! مرمت بعضي از آنها با زمينه سياه به محمد غفوري محول شد . وي با تهيه ماده سياهي تركيب يافته از جوهر نيكروزين، پارافين و لاك الكل، قسمت هاي آسيب ديده را ترميم كرد. لازم به توضيح است كه تا قبل از شناخته شدن جوهر نيكروزين براي سياه كردن زمينه اشياي چوبي، صفحات موسيقي را مي كوبيدند و سپس در الكل حل كرده و مقداري پارافين به آن اضافه مي كردند و ماده سياه به دست آمده را به وسيله پنبه بر روي شيء مورد نظر منتقل مي كردند.

    اين گونه آزمون هاي پياپي موجب پيدايش انديشه نويني در هنر معرق شد و بدين سان در سال هاي 36 يا 37 يك پاراوان كوچك با نقش گل و مرغ توسط عزيزالله ويزايي با زمينه سياه كه به شيوه ي معرق هاي چيني بود ساخته شد و بدين ترتيب اين سبك معرق در ميان انواع آن جاي گرفت.

    در ادامه اين تحولات در سال 1344 محمد طاهر امامي تابلويي با عنوان مرغ و آشيانه به وجود آورد كه مرغ تماماً از جنس صدف تهيه شده و كاملاً برجسته است و تنها به وسيله يكي از بالهايش به زمينه ي تابلو متصل شده است. وي با اجراي اين تابلو به معرق تمام برجسته دست يافت.

    در ميان آثار معرق روي چوب كه تاكنون به وجود آمده ، «معرق خاتم» چنانكه از نامش برمي آيد، تركيبي از دو هنر بيان شده است كه مقام ويژه ي خود را از دير باز حفظ كرده است. از بدو پيدايش كارگاه منبت و معرق، نوع ساده ي معرق خاتم در ميان شمسه ي نقش هاي گره با همان پنج رنگ طبيعي محدود اوليه به كار گرفته مي شد.

    در سال 1337 در كارگاه خاتم سازي ، ميز تحريري با نقش سيمرغ و اژدها، به سرپرستي شادروان علي نعمت تهيه شد و براي نقش هاي مذكور از برش هاي خاتم با رنگهاي متنوع استفاده كردند كه همه به شيوه ي معرق، دُوربري و جاسازي شده بود. اين تجربه ، انگيزه ي خلق تابلويي با طرح يك طوطي از خاتم هاي رنگي شد كه در سال 1342 توسط عزيزالله ويزايي، خارج از محيط كارگاه ها به مرحله اجرا در آمد و در سال 1349 اكبر سريري نخستين هنرمندي بود كه از اين شيوه جهت ايجاد نقش يك پرنده بر روي تابلو استفاده كرد و بدين ترتيب اين سبك معرق با نام «معرق خاتم» متداول شد.

    در ادامه اين دگرگوني ها در سال 1349 تابلويي به سبك امپرسيونيسم از طبيعت يك روستا كه توسط رضا شهابي (يكي از شاگردان كمال الملك) نقاشي شده بود، به وسيله ي محمد طاهر امامي با رعايت اصول سبك ياد شده به صورت معرق ساخته شد.

    از آن پس تا به امروز، شاهد تحولاتي چند در هنر معرق بوده ايم كه اين تحولات عبارتند از :

    - نمايش بُعد از طريق فضاسازي ، كه تحولي در تركيب بندي هاي سطح گذاشته است.(تابلو بزم درويشان).

    - استفاده از فلزات و سنگ (تابلو گلدان گل و زنان عشاير)

    - نمايش نقش در دو سطح (دو پلانه)

    - نشان دادن عمق با استفاده از پلي استر (تابلو عقاب)
    سکوت عجب فریاد رسایی است ،آنجا که حنجره ای برای فریاد نمی ماند.

  6. #4
    آواتار selma
    تاريخ عضويت : Aug 2006
    شهر : زماني كه كنار رودخانه بودم نگاهم به قله ي كوه بود
    پست ها : 18,636
    سپاس
    4,439
    تشکر شده 10,241 بار در 6,204 پست

    پيش گزيده

    ابزار كار معرق روي چوب و كاربرد آن



    1- اره دستهمان اره معمولي با دسته چوبي است كه تيغه هاي متفاوت دارد و براي بريدن قطعه هاي بزرگ چوبي به كار مي رود.

    2- اره چوب بُرتيغه اي است باريك به طول 13 سانتي متر كه دنده هاي آن به صورت زوج با فواصل كم قرار گرفته است. اين تيغه بر سر " كمان اره " متصل مي شود و معمولاً براي بريدن فلز به كار مي رود. ولي در معرق، شماره هاي دو صفر، يك و دو آن براي بريدن صدف و عاج و شبه عاج استفاده مي شود.

    3- ارّه فلز تيغه اي است باريك به طول 13 سانتي متر كه دنده هاي آن به صورت فرد با فواصل كم قرار گرفته است. اين تيغه بر سر " كمان اره" متصل مي شود و براي بريدن چوب به كار مي رود. شماره هاي دو صفر و يك آن در معرق استفاده مي شود.

    4- پرس برقيدستگاهي است برقي، شامل چهار ستون آهني كه سه صفحه متحرك مستطيل شكل از چهار زاويه، به ستون ها متصل شده است و در قسمت بالاي اين چهار ستون حجم مكعب مستطيل آهني قرار دارد كه موتور و دستگاه گرم كننده در اين قسمت جاي گرفته است و با روشن كردن آن در ضمن حركت صفحات، گرما به وسيله ي سيمي كه به هر يك از صفحه هاي مستطيل شكل متصل شده است انتقال مي يابد.حركت صفحه هاي ياد شده از طريق چهارستون آهني است كه به عنوان اهرم برقي كار مي كند و از طريق پايين به بالاست و در انتهاي كار به مكعب فلزي دستگاه مي رسد. در اين حالت تمام صفحه هاي به هم متصل شده و شيء مورد نظر كه ميان آنها قرار دارد، تحت فشار و گرما قرار مي گيرد. اين دستگاه در سه اندازه " كوچك، متوسط و بزرگ " وجود دارد و ميزان گرماي مورد نياز براي برش دادن اشياء معرق كاري شده 150 درجه سانتيگراد است .

    5- پرس دستي (پيچ دستي)وسيله اي است فلزي، شامل خط كشي قطور به طول 25 الي 50 سانتي متر كه در قطعه ي فلز به صورت افقي، يكي ثابت در انتهاي خط كش و ديگري كه اهرم ناميده مي شود در بالاي آن به صورت متحرك ، قرار گرفته است.پيچي كه يك دسته چوبي دارد در ابتداي اهرم متحرك نصب شده است. اين وسيله براي ثابت نگهداشتن اشياء و تحت فشار قرار دادن (پرس كردن) قطعه هاي كوچك معرق شده به كار مي رود.

    6- پيشكارقطعه چوب مستطيل شكلي است به طول 20 سانتي متر و عرض 10 سانتي متر كه يك طرف عرض بر لبه ميز نصب مي شود و در ميان طرف ديگر، شياري به طول تقريبي 4 سانتي متر و عرض 1 سانتي متر وجود دارد كه در ميان تخته به هم متصل مي شود . اين تخته به صورت معلق به لبه ميز متصل شده و از آن براي خرد كردن و دور بُري نقش هاي چوبي استفاده مي گردد./

    7- تيزكقطعه فلز نوك تيزي است كه قابليت انعطاف بسيار دارد و براي برداشتن نقش هاي چوبي بريده شده از درون قالب خود، استفاده مي شود.

    8- چكشهمان چكش معمولي است كه مورد استفاده عموم است و براي كوبيدن ميخ به كار مي رود. در معرق نوع 100 گرمي آن استفاده مي شود.

    9- سوهان تختسوهاني است به طول 45 سانتي متر كه 35 سانتي متر آن به پهناي 5/3 سانتي متر از دو طرف مضرّس است و يك سانتي متر باقي مانده در انتها باريك مي شود، در موقع كار به عنوان دستگيره مورد استفاده قرار مي گيرد.

    10- سوهان چوب سابتيغه اي فلزي به طول 30 سانتي متر كه دسته اي پلاستيكي به آن متصل است. اين وسيله براي صيقل دادن سطح شيء معرق شده اي به كار مي رود كه در آن صدف يا عاج وجود نداشته باشد.

    11-كمان ارهوسيله اي است فلزي و منحني، به شكل نعل اسب، كه دسته اي چوبي به يك سر آزاد آن متصل است و تيغه هايي با شماره هاي متفاوت به وسيله دو پيچ خروسك به دو سر كمان اره متصل مي شود.

    اگر قوس منحني كمان اره كوچكتر از اندازه شيء باشد، مي توان دو ميله هر قطر كمان اره به وسيله پيچ خروسك به دو سر آن اضافه كرد. اين عمل باعث بلندتر شدن طول كمان اره شده و به راحتي مي توان آن را در اطراف شيء حركت داد.

    هنگام به كار بردن اين وسيله حتماً بايد دقت كرد كه كمان آن به حالت افقي و با فاصله 1 تا 2 سانتي متر تا كتف قرار بگيرد و تيغه آن با تخته پيشكار زاويه اي 90 درجه تشكيل بدهد.

    12- رنده ي دستيشامل صفحه اي مستطيل شكل است كه عرض هاي آن با قوس منحني به طرف خارج متمايل شده است. در قسمت زيرين، اين صفحه با فاصله 5/6 سانتي متر از يك طرف لبه ي قوس دار شكافي به طول 5 سانتي متر و عرض نيم سانتي متر وجود دارد كه محل قرار گرفتن تيغه ي رنده است.در دو عرض اين صفحه در قسمت روي آن دو دسته چوبي كوچك به دو شكل متفاوت نصب شده كه يكي از آنها كروي شكل است و بر روي پايه اي به طول 6 سانتي متر قرار گرفته و ديگري تركيب چكمه اي را به طول 11 سانتي متر دارد كه به صورت معكوس در جاي خود نصب شده است.

    در ميان اين صفحه ابتدا تيغه رنده به طول 5/15 و عرض 6 سانتي متر و سپس تيغه كمك رنده به طول 5/13 سانتي متر با همان عرض قرار گرفته است و به وسيله يك صفحه فلزي براق به نام گيره تيغه، به روي سطح از يك قطعه چدني سياه، كه به عنوان پايه محسوب مي شود نصب شده است و در زير پايه ي چدني پيچي قرار دارد كه به وسيله شل و سفت كردن آن فنر تيغه آزاد شده و مي توان آن را به طرف بالا و پايين حركت داد.

    لازم به يادآوري است كه در بالاي پايه چدني يك اهرم فلزي باريك به طول شش سانتي متر قرار دارد كه با حركت آن به طرف راست يا چپ تيغه به همان سمت كمي پايين تر از طرف ديگر قرار مي گيرد.

    از اين رنده براي صاف كردن سطوح ناهمواره استفاده مي شود.

    13 - سنگ نفتقطعه سنگ سياه رنگي است كه در ميان قالبي از چوب جاي گرفته است و براي تيز كردن تيزك از آن استفاده مي شود.اين سنگ داراي دو سطح دندانه دار زبر و نرم است كه ابتدا نوك تيزك را به وسيله دندانه هاي درشت تراش داده و سپس با دندانه هاي ريز صيقل مي دهند . سنگ نفت را هميشه در مقداري از نفت نگهداري مي كنند تا مقداري از چربي نفت در آن نفوذ كند و فقط به هنگام استفاده آن را از نفت خارج مي سازند.

    14- گازانبر وسيله اي است فلزي شامل دو دسته و دو لبه ي قوس دار كه دسته هاي آن با فاصله اي معين قرار گرفته و به تدريج به هم نزديك مي شوند تا در نقطه اي به يكديگر متصل شوند و دو لبه قوس دار آن به بالاي اين مقطع اتصال يافته كه در هنگام بسته بودن، تركيب دايره اي به خود مي گيرد. اين وسيله در شماره هاي مختلف وجود دارد كه در معرق، از شماره 6 آن استفاده مي شود. از اين وسيله براي بيرون آوردن ميخ از محلي كه چوب ها را موقتاً به هم متصل كرده است استفاده مي كنند.

    خط كشي است فلزي به طول 50 سانتي متر كه در انتها به يك فلز قطور صاف به طول 5/13 سانتي متر متصل شده كه با خط كش تشكيل زاويه ي قائمه را مي دهد. گونيايي با خط كش چوبي به طول 100 سانتي متر وجود دارد كه از آن براي صاف كردن لبه هاي ناصاف شيء معرق شده استفاده مي شود.

    16- ليسه قطعه فلزي است مستطيل شكل به صخامت يك ميلي متر كه قابليت انعطاف بسيار دارد و براي جمع آوري براده ي چوب از سطح كار و همچنين پرداخت آن مورد استفاده قرار مي گيرد.

    17- ماشين پرداخت دستگاهي است به طول 45 سانتي متر كه از سه قسمت: دسته، بدنه و صفحات پرداخت كننده تشكيل شده است.

    الف – دسته:اين قسمت خود داراي دو دسته است :

    1- دسته اي به طول 18 سانتي متر كه در انتهاي بدنه قرار گرفته و سيم برق به آن متصل مي شود محل قرار گرفتن دست راست است.

    2- دسته اي به طول 12 سانتي متر كه در طرف راست بالاي بدنه قرار گرفته و محل قرار گرفتن دست چپ است. بر روي اين دسته ها پوشش عايقي از جنس پلاستيك وجود دارد.

    ب – بدنه : اين قسمت از دستگاه به طول 28 سانتي متر است كه 18 سانتي متر آن تركيبي تقريباً استوانه اي شكل دارد و موتور برقي در ميان آن جاي گرفته است. در قسمت بالاي بدنه حجم نيمكره مانندي به قطر 10 سانتي متر قرار دارد كه صفحات پرداخت كننده به وسيله پيچي كه در مركز نيمكره مسطح قرار دارد متصل مي شود.

    ج – صفحات پرداخت:صفحات پرداخت كننده در سه نوع متفاوت به كار برده مي شود:

    1- صفحه سنگ سمباده: صفحه اي دايره شكل به قطر 18 سانتي متر كه ميان آن دايره اي به قطر 2 سانتي متر خالي است كه محل قرار دادن مهره ي پيچ متصل كننده به بدنه است. ضخامت اين صفحه 2 سانتي متر است كه شامل يك صفحه فلزي باريك و يك لايه ابر فشرده به ضخامت 5/1 سانتي متر است.

    2- صفحه پوست بره اي: پوست بره ي دباغي شده دايره شكلي است به قطر 18 سانتي متر كه كناره اي پارچه اي دارد. اين صفحه بر روي صفحه سنگ سمباده قرار مي گيرد و به وسيله يك بند، كناره پارچه اي را در زير سنگ سمباده جمع كرده و محكم مي كند.

    3- صفحه پرداخت: صفحه اي است دايره شكل از جنس نمد و به قطر 18 و ضخامت 5/2 سانتي متر و دايره اي ميان تهي به قطر 5/4 سانتي متر در مركز آن قرار دارد كه محل قرار گرفتن مهره پيچ متصل كننده به بدنه است. از اين وسيله براي پرداختن اوليه شي معرق شده استفاده مي كنند.

    18 – مته دستي

    وسيله اي است به طول 30 سانتي متر كه شامل: سر مته، بدنه و دسته است:

    الف – سرمته: تركيب تقريباً بيضي شكلي ، به بلندي 5 سانتي متر دارد كه ميله ي مته در ميان سوراخي كه در يك طرف آن وجود دارد قرار مي گيرد.

    ب – بدنه:يك قطعه فلز مستطيل شكل به طول 12 و عرض 2 سانتي متر است كه چرخ دنده اي به قطر 8 سانتي متر به آن متصل است و به وسيله دسته كوچك چوبي كه به اهرمي به طول 4 سانتي متر اتصال دارد به حركت در مي آيد.

    ج – دسته: در انتهاي بدنه، دسته اي چوبي به طول 13 سانتي متر قرار دارد .

    شيوه استفاده از اين وسيله بدين ترتيب است كه ابتدا سر مته را به طور عمودي بر روي كار قرار داده و به وسيله چرخانيدن دسته چرخ دنده مته را به حركت درآورند تا محل مورد نظر را سوراخ كند.

    19- مداد و متر

    از مداد براي علامت گذاري و از متر براي اندازه گيري استفاده مي شود.

    20- مغار ليسه تيز كن

    سوهاني است سه پهلو كه هر سه بـَر ِ آن تراش داده شده است و براي تيز كردن لبه هاي ليسه به كار مي رود.

    21 – ميخ

    در معرق سه نوع ميخ مورد استفاده قرار مي گيرد: سايه، سنجاقي و كبريتي.

    الف – ميخ سايه: بسيار ريز با نوك باريك به طول 8 ميلي متر است و در مرحله اي كه نقش هاي برده شده موقتا به سطح نصب مي شوند مورد استفاده قرار مي گيرد.

    ب – ميخ سنجاقي :ميخي ريز به طول 12 ميلي متر است كه براي نصب مدل به سطح كار تخته ي پشت كار چند سه لايي، استفاده مي شود.

    ج – ميخ كبريتي: ميخي بزرگتر از دو نوع قبل است و طول تقريبي آن 5 سانتي متر است كه در كارهاي جنبي مورد استفاده قرار مي گيرد
    سکوت عجب فریاد رسایی است ،آنجا که حنجره ای برای فریاد نمی ماند.

  7. کاربران مقابل به selma عزيز بابت پست مفيد تبريک گفته اند :

    غنبر (02-25-2011)

  8. #5
    آواتار selma
    تاريخ عضويت : Aug 2006
    شهر : زماني كه كنار رودخانه بودم نگاهم به قله ي كوه بود
    پست ها : 18,636
    سپاس
    4,439
    تشکر شده 10,241 بار در 6,204 پست

    پيش گزيده

    گزارشي از بافته هاي نو و معرق چوب

    وقتي براي اولين بار به گوشمان خورد كه نمايشگاهي با نام " بافت تاب" و " معرق چوب" گذاشته اند، هيچ ذهنيت خاصي به مغزمان خطور نكرد. با توجه به اينكه پيش از اين شاهد برگزاري انواع و اقسام نمايشگاههاي هنري در كشور بوديم، اين عناوين، نام هاي غريبي در ميان ديگر عنوان ها بودند.

    در اين نگارخانه آثار بسيارزيبايي به چشم مي خورد،به گونه اي كه شايد هر كدام از آنها قابل تقدير و ستايش بود.يك لحظه تنوع رنگ ها چنان ما را در ميان فضاي نگارخانه غرق كرد كه مانديم با خالق مهربان و بسيار خونگرم اين آثار سخن بگوييم و يا اينكه محو تماشاي تابلوها شويم.چيزي كه بسيار براي ما جالب بود ابتكار پديد آورنده بود كه توانسته است از وسايل اضافي و حتي دورانداختني منزل، نمايشگاهي زيبا ترتيب دهد.و اين هما ن چيزي است كه ماهها به دنبالش بوديم. خلاقيتي كه فقط از عهده روحيه ظريف و ريز بين يك زن بر مي آيد.

    خانم" فيروزه اشرفي" ديپلم اقتصاد و متولد سال 1343 در تهران است . وي با كمك ذوق و سليقه خود، همراه با ابتكاري نو، تابلوهاي زيبايي را با استفاده از وسايلي چون: گوني، مهره هاي چوبي، خرده كامواهاي فانتزي در قطرها و رنگ هاي مختلف، خرده موكت، مرواريدهاي ريز و درشت، منجوق، مليله، پولك، قيطان، يراق هاي تزئيني لباس، روبان، نخ، كاغذ، مقوا، ميخ و... پديد آورده است.

    اسامي اين آثار نيز چون خود آنها زيبا و خيال انگيز هستند، عناويني چون: گياهان رؤيايي ، سنت و مدرنيسم، گل روباني ، مرداب آب، ماهي و دريا، زاويه ها، گل مربعي ، سنتي دوزي، ماهي ها در نوروز، پروانه و ...

    سوال- خانم اشرفي! در نحوه ابداع بافته هاي نوي خود چه مي گوييد؟

    - از كودكي با بافتني آشنا بودم اما تنها از بافت لباس راضي نبودم و به دنبال چيز تازه اي مي گشتم. در ابتدا براي لباسهاي بافتني و توليدي هاي لباس، طرح مي دادم و سپس كاملاً به خياطي و بافتني روي آوردم؛ اما هميشه دلم مي خواست كاري را اختراع كنم. هميشه فكر مي كردم چه كاري انجام نشده است و چه چيزي وجود دارد كه هنوز ذهن بشر به آنها نرسيده است. در اطراف خودم دقت مي كردم تا ببينم با چه ابزار جديدي مي توان كاري هنري خلق كرد. در نهايت به ساخت تابلوهاي بافت تاب و معرق چوب رسيدم كه تا به حال كسي شبيه به آن را ارائه نكرده است.براي اينكه طرح و بافت ، ماندگارتر شود و فقط به لباسي كه تاريخ مصرف معيني دارد منتهي نشود، شروع به بافتن كردم و با تركيب انواع بافت ها، با كامواهاي مختلفي كه درخانه داشتم و سپس كامواهاي متنوعي كه در بازار وجود داشت؛ توانستم" بافته هاي نو " را به وجودآورم. اولين ايده ام را هم از گبه گرفتم و سپس طرح ها و شكل هاي هندسي را نيز در كارم اضافه كردم.

    سوال - اين بافته هاي نوي شما به چه شكل آماده مي شوند و چه كاربردي در منزل دارند؟

    - اين كار احتياج به فضاي كارگاهي ندارد و خانم ها مي توانند حتي در هنگام تماشاي تلويزيون، اين بافتني را ببافند. بافت به شكل ساده و با دو ميل و يك ميل است. هنر بافنده فقط در پياده كردن طرح هاي مختلف و رنگ آميزي آنها و همچنين ايجاد بافت هاي متفاوت با استفاده از كامواهاي مختلف است. برخي از اين كاموا موهاي بلندي دارند، برخي نخ هاي رنگي و زري هاي متفاوتي از درونشان رد شده و بعضي ديگر آويزه هاي كوچكي را در ميان خود دارند .همين شكل و فرم مختلف نخ ها باعث مي شود كه ذهنيت خاصي در آدم ايجاد شود و تابلوهايي دلخواه را ببافد.البته روي تمامي آثار بافته هاي نو، رودوزي نيز انجام مي شود. دوخت هاي سنتي جلوه جديدي به كار مي دهند و آن را زيباتر مي كنند.

    اما علاوه بر زيبايي و استفاده به صورت تابلو، مي توان از اين آثار به صورت قاليچه، زيرپايي، روتختي، پرده، پاراوان، روميزي، ديواركوب و ... نيز استفاده كرد . پس هم از لحاظ تزئيني به درد خانه مي خورد و هم از لحاظ كاربردي . به فرض، در آشپزخانه و يا اتاق خواب مي توان تمام سرويس را با بافتني هاي مختلف و در طرحي ثابت تزئين كرد. حتي مي توان تابلويي از همان رنگ و مدل نيز براي تزئين ديوارها بافت و طراوتي تازه به اتاق هاي مختلف منزل بخشيد.

    سوال - دوام و رنگ اين بافته ها به چه صورتي است؟

    تمامي اين آثار قابل استفاده در منزل و قابل شستشو هستند. البته براي بافته هايي كه به صورت تابلو مي باشد بااستفاده از موكت، زيرسازي انجام مي شود. همچنين آثاري كه روي زمين انداخته مي شوند با استفاده از چسب موكت و چرم پشت نمدي، آستر ايجاد مي شود تا فرم بافته در زير پا تغيير نكند. در ضمن در بافته هايي كه به صورت زيرانداز مي باشد نبايد از مهره و ديگر تزئينات برجسته استفاده كرد، تا راه رفتن روي آنها آسان باشد.

    سوال - كمي از انتخاب عناوين بر روي آثار ابداعي خود بگوييد.

    بافته هاي نو را " بافت تاب" نامگذاري كرده ام، يعني بافته هايي كه حالت تابيده دارد؛ همچنين اين اصطلاح مخفف " بافته تابلو" مي باشد." معرق چوب" هم به نظرم تنها اسمي بود كه مي توانست با كلاژي كه روي چوب انجام مي دهم، مناسبت باشد.

    سوال - كمي هم درمورد كار معرق چوب توضيح بدهيد.

    در ابتدا بايد بگويم كه 6 سال پيش، يك دوره گرافيك در آموزشگاه آزاد نزد مرحوم استاد" علي كوثر احمدي"، گذراندم. مدتي نيز بامقوا و رنگ و پاستل كارهاي گرافيكي انجام دادم، اما همان طور كه گفتم چون دلم ميخواست كار جديدي انجام بدهم ابتدا آمدم وطرح هاي گرافيكي مدرن را با بافته هاي سنتي مخلوط كردم.بعد از اين كار مقداري كامواي خرد شده روي دستم ماند و كلي چيزهاي مختلف كه در خانه بود و ظاهراً هيچ كاربردي نداشت. به ذهنم رسيد كه از اين خرده كامواها كلاژ درست كنم و سپس خرده موكت و چيزهايي ديگر را نيز به آن اضافه كردم و طرح هاي سنتي را با طرح هاي مدرن روز تلفيق كردم. به طور مثال طرح بته جقه را كه نمادي سنتي است به صورت مدرن اجرا كردم.

    سوال - روش كارتان هنگام درست كردن معرق چوب به چه صورت است؟

    ابتدا طرح مورد نظرم را روي چوب مي كشم و آن را برش مي دهم، سپس با استفاده از وسايل دورريز منزل، طرحم را تزئين مي كنم. مثلاً خرده كامواهايي را كه از گوشه و كنار كارهاي " بافت تاب" قيچي كرده ام، پوش مي دهم و در گوشه اي از كار مي چسبانم و يا اينكه با تكه هاي خيلي كوچك موكت، بافت ايجاد مي كنم. درنهايت وقتي كار، چيزي كه ميخواستم شد، آن را رنگ مي كنم.

    سوال - تابلوي " يا علي" شما نيز بسيار جالب است. ازتركيب تكه هاي مختلف موكت و برش آنها در اندازه هاي متفاوت، خط بسيار زيبايي خلق كرده ايد.آيا كار خطاطي اين اثر و ديگر آثاري كه در آنها از خوشنويسي بهره گرفته ايد از خودتان است؟

    اين تابلو را براي سال امام علي و نمايشگاه مربوط به آن درست كردم. البته خط آن، متعلق به همسرم" مصطفي اشرفي تبريزي" است. ايشان خوشنويس مي باشند و تا به حال 5 بار قرآن كريم و2 بار مفاتيح را نوشته اند در كل 50 كتاب از جمله ديوان حافظ و ديوان پروين اعتصامي را خوشنويسي كرده اند.

    سوال - به نظرتان انجام چنين كارهايي در منزل صرفه اقتصادي دارد؟

    من معتقدم كه نبايد در خانه چيزي را بيرون ريخت. من حتي از سطل ماست ، گلدان درست مي كنم. همان طور كه در يكي از تابلوها ديديد، پوسته هاي پسته را جمع كرده و با آنها بافت يكي از تابلوها را درست كردم.ساخت اين تابلوها و بافتن وسايل مختلف،علاوه بر اينكه وسايل دورريز خانه را تبديل به احسن مي كند، مي تواند با كاربردي كه دارد زنان را تشويق كند تا برخي از تزئينات خانه را خودشان درست كنند.

    به عنوان مثال من خرده ريزهاي كوچك كاموا را با چسب چوب مخلوط مي كنم و از آنها خمير كاموا درست مي كنم. اين خمير روي سطح گلدان، سطح زباله ، جا كفشي و... را مي پوشاند و سپس آن را رنگ و تزئين مي كنم و هر كس كار را ببيند فكر مي كند كه آن وسيله چوبي است.

    سوال - چقدر توانسته ايد با اين هنرهاي نو، جوانان ، به خصوص دختران جوان را جذب كنيد؟

    هدف اصلي من جذب جوانان بوده است. به طور مثال دخترم كه جوان است ، بدون توصيه من خودش به اين كار علاقه مند شد و سپس داوطلبانه شروع به كار كرد.طرح و سبك كار هم طوري است كه دختران جوان و دانشجويان را جذب مي كند. دختران جوان اگر كمي حوصله و دقت به خرج دهند مي توانند با استفاده از قدرت تخيل خود كارهاي زيبايي خلق كنند. آنان مي توانند باهزينه كم و آموزش آسان، حتي قسمتي از جهيزيه خودشان را به طريق بافته هاي نو، تهيه كنند.

    اكنون سال هاست كه با گرم تر شدن تدريجي هوا، ديگر كسي بافتني نمي بافد و به نظر مي رسد كه بافتني فقط براي پيرزن ها است. در عوض لباس هاي آماده امروزي بين جوانان باب شده است. اما من اميدوارم كه هنر بافت فراموش نشود. همان طور كه اگر خودم تصويري از كار جديدم به ذهنم بيايد حتي اگر ساعت سه نصف شب هم باشد بلند مي شوم و روي آن طرح كار مي كنم.

    مهم اين است كه زنان بدانند باخلاقيت مي توانند جلوي بسياري از خرج هاي اضافي منزل را بگيرند.

    سوال - كلاس هاي آموزشي هم براي علاقه مندان ترتيب داده ايد؟

    با توجه به استقبال خانم ها و دختران جوان تصميم گرفتم در موسسه " فيرا" كه متعلق به خودم مي باشد كلاس آموزشي برگزار كنم. براي شروع هم چيزي جز دو ميل و يك كلاف كاموا مورد نياز نيست.پس از شنبدن گفته هاي اين خانم هنرمند،به اين نكته مي انديشيديم كه واقعاً پديد آوري چنين آثار زيبايي از دشت و دريا و ... احتياج به وسايل خاصي ندارد و تمامي خانم ها مي توانند با خلاقيت و سليقه خود چون اين هنرمند خلاق، وسايل دور ريختني خانه را حلال كنند .البته اصطلاح حلال كردن لوازم اضافي، چون انتخاب دو عنوان خانم" اشرفي"، براي ابداعاتشان برايمان تازه بود و فكر كرديم واقعاً با اين روش و احتمالاً روش هاي ديگري كه ايشان براي حلال كردن خرده ريزه هاي بدون مصرف خانه به كار مي گيرند، مي توان زشتي ها را به محيط زندگي باز گرداند. البته همراه با نوعي زيبايي خاص.

    خانم " اشرفي" پس از معرفي خود و آثارش در صدا و سيما، در حال حاضر در يكي از شبكه هاي تلويزيوني به آموزش بافته هاي نو مي پردازد.ما نيزاميدواريم بعد از اين علاوه بر سه نمايشگاه انفرادي اين هنرمند در نگارخانه " سعدآباد" و " آثار"، شاهد كارهاي جديد ايشان درديگر نمايشگاهها باشيم؛ و باز هم جهانگردان و بازديدكنندگان خارجي در اين نمايشگاهها آثار ايشان را بخرند و به عنوان تحفه به كشور خود ببرند و هنر ايرانيان را بستايند
    سکوت عجب فریاد رسایی است ،آنجا که حنجره ای برای فریاد نمی ماند.

گفتگو هاي مشابه

  1. پمعرقی فوتبالیستهای برتر جهان
    By ARAZ in forum خبرهای فوتبال داخلی
    پاسخ ها: 4
    آخرين پست: 02-11-2008, 08:00 PM

قوانين ايجاد گفتگو در تالار

  • You may not post new threads
  • You may not post replies
  • You may not post attachments
  • You may not edit your posts
  • BB code is روشن
  • شکلک ها روشن هستند
  • کد [IMG] اکنون روشن ميباشد
  • HTML کد خاموش مي باشد