دانيال
دانيال
گیرم که در باورتان به خاک نشستم
و ساقه های جوانم
با ضربه های تبرهاتان زخم بست
باریشه چه می کنید ؟
گیرم که بر سر این بام
بنشسته پرنده ای در کمین
پرواز را علامت ممنوع می زنید
با جوجه های نشسته در آشیانه چه می کنید ؟
گیرم که می زنید
گیرم که می برید
گیرم که می کشید
با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید ؟
بسيجي : icon_354icon_325
مردم : icon_401 icon_401 icon_cool![]()
icon_cool
icon_401 icon_cool icon_cool
icon_401 icon_401
icon_cool icon_401
icon_cool icon_401
icon_cool icon_401
icon_cool icon_401
icon_cool icon_401
icon_cool icon_401
icon_cool icon_401
icon_cool icon_401
icon_cool icon_401
icon_cool icon_401
icon_cool icon_401
icon_cool icon_401 icon_401
icon_cool
لعیا
آرزوی من این است که دو روز طولانی ...در کنار تو باشم فارغ از پشیمانی
آرزوی من این است یا شوی فراموشم...یا که مثل غم هر شب گیرمت در آغوشم
آرزوی من این است که تو مثل یک سایه...سرپناه من باشی لحظه تَر گریه
آرزوی من این است نرم و عاشق و ساده....همسفر شوی با من در سکوت یک جاده
آرزوی من این است هستی تو؛ من باشم...لحظه های هشیاری ، مستی تو؛ من باشم
الهام
اگر خاموش بنشینی تا دیگران به سخنت آورند ،
بهتر از آنست که سخن بگویی و خاموشت کنند
محمود
با تو بودن برای من دیگه نوری نداشت و فکر نمیکردم ببینم من روزی سراب!!!
دانیال
آرزوی من این است که دو روز طولانی ...در کنار تو باشم فارغ از پشیمانی
آرزوی من این است یا شوی فراموشم...یا که مثل غم هر شب گیرمت در آغوشم
آرزوی من این است که تو مثل یک سایه...سرپناه من باشی لحظه تَر گریه
آرزوی من این است نرم و عاشق و ساده....همسفر شوی با من در سکوت یک جاده
آرزوی من این است هستی تو؛ من باشم...لحظه های هشیاری ، مستی تو؛ من باشم
لیلا
رو می کنم به آینه، رو به خودم داد می زنم...ببین چقدر حقیر شده اوج بلند بودنم
رو می کنم به آینه، من جای آینه می شکنم...رو به خودم داد می زنم این آینه ست یا که منم!!؟
امیر
آرزوی من این است که دو روز طولانی ...در کنار تو باشم فارغ از پشیمانی
آرزوی من این است یا شوی فراموشم...یا که مثل غم هر شب گیرمت در آغوشم
آرزوی من این است که تو مثل یک سایه...سرپناه من باشی لحظه تَر گریه
آرزوی من این است نرم و عاشق و ساده....همسفر شوی با من در سکوت یک جاده
آرزوی من این است هستی تو؛ من باشم...لحظه های هشیاری ، مستی تو؛ من باشم





رامونااااااااااااااااااا
دل اگر بهر عزیزان نشود گاهی تنگ
نامش هرگز ننهم دل که به آن گویم سنگ!
احسان
کم کم یاد خواهی گرفت تفاوت ظریف میانِ نگه داشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را .
اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت اطمینان خاطر . و یاد می گیری که هدیه ها معنی عهد و پیمان نمی دهند.
کم کم یاد می گیری که حتی نور خورشید می سوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری .
باید باغ خودت را پرورش دهی به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد .
یاد می گیری که می توانی تحمل کنی که محکم باشی پای هر خداحافظی .
نوید
996699999966699999966996666996669999666996666999969999999969999999969966669966996699669966669999669999999999999996699666699699666699699666699996666999999999999666669999666996666996996666999966666699999999666666669966669966669969966669999666666669999666666666699666669966996699666699996666666669966666666666996666669999666699999961.) دکمه ctrl + f رو فشار بده2.) توش عدده 9 رو بنویس3.) بعد رو دکمه Highlight all. کلیک کن ...