



سکوت عجب فریاد رسایی است ،آنجا که حنجره ای برای فریاد نمی ماند.




سکوت عجب فریاد رسایی است ،آنجا که حنجره ای برای فریاد نمی ماند.




سکوت عجب فریاد رسایی است ،آنجا که حنجره ای برای فریاد نمی ماند.




سکوت عجب فریاد رسایی است ،آنجا که حنجره ای برای فریاد نمی ماند.




سکوت عجب فریاد رسایی است ،آنجا که حنجره ای برای فریاد نمی ماند.




سکوت عجب فریاد رسایی است ،آنجا که حنجره ای برای فریاد نمی ماند.




سکوت عجب فریاد رسایی است ،آنجا که حنجره ای برای فریاد نمی ماند.
در مزرعه ی گل های کاغذی من
و ابرهای شیرین لالایی
من ساعت ها به خودم دروغ می گم
و آسمان ارغوانی که از بالا سرم می گذره رو تماشا می کنم
نگو که دستت به من نمی رسه
توی این هرج و مرج همه گیر
من خیلی خوب می دونم چه دروغ هایی پشت خوابیدن من پناه گرفته
کابوس...من دنیای خودمو می سازم تا از این دنیا فرار کنم
yine ona ne güzel seslendiler...yine gozu apaçık, gozleri apaçıkbirileri bize çok acı çektirdiler
Atx63 (11-16-2007)
در مزرعه ی گل های کاغذی من
و ابرهای شیرین لالایی
من ساعت ها به خودم دروغ می گم
و آسمان ارغوانی که از بالا سرم می گذره رو تماشا می کنم
نگو که دستت به من نمی رسه
توی این هرج و مرج همه گیر
من خیلی خوب می دونم چه دروغ هایی پشت خوابیدن من پناه گرفته
کابوس...من دنیای خودمو می سازم تا از این دنیا فرار کنم
yine ona ne güzel seslendiler...yine gozu apaçık, gozleri apaçıkbirileri bize çok acı çektirdiler
در مزرعه ی گل های کاغذی من
و ابرهای شیرین لالایی
من ساعت ها به خودم دروغ می گم
و آسمان ارغوانی که از بالا سرم می گذره رو تماشا می کنم
نگو که دستت به من نمی رسه
توی این هرج و مرج همه گیر
من خیلی خوب می دونم چه دروغ هایی پشت خوابیدن من پناه گرفته
کابوس...من دنیای خودمو می سازم تا از این دنیا فرار کنم
yine ona ne güzel seslendiler...yine gozu apaçık, gozleri apaçıkbirileri bize çok acı çektirdiler
Atx63 (11-16-2007)