http://up9.iranblog.com/images/fknb8ukl3i2c4bo8jwhj.gif

آپلود عکس و فایل ایران بلاگ

+ پاسخ گويي به اين گفتگو
صفحه 1 از 2 1 2 آخرآخر
نمايش نتايج 1 به 10 از 14

نام گفتگو: ترجمه آهنگ های نوال الزغبی

  1. #1
    آواتار bahareeh
    تاريخ عضويت : Jul 2006
    پست ها : 508
    سپاس
    9
    تشکر شده 522 بار در 137 پست

    Cool ترجمه آهنگ های نوال الزغبی

    انا حلويت:


    معنی:من زیبا شده ام

    لما الناس قالو انك جاي
    هنگامیکه مردم گفتند که تو آمده ای
    شفت اناحلويت ازاي
    دیدی که من چگونه زیبا و قشنگ شدم
    اصل انت المره بيوحشني
    برای اینکه دلم برای تو تنگ شده است
    ولا وانك على طول نساي
    با اینکه توهمیشه فراموشکارهستی
    لما قالولي حبيبي جاي
    هنگامیکه گفتند عشق من آمده است
    شفت انا حلويتازاي
    دیدی که چگونه قشنگ شدم

    انا حبيت يا حياتي حياتي
    من به زندگی عشق ورزیدم ای هستی من
    علشانبيك و معاك حتكون
    برای اینکه زندگی من همراه با و در کنار تو باشد
    انا حبيتيا عينيه عينيه
    من عاشق چشمان خویش گشتم ای تویی که مانند چشمانم هستی
    وبقت اشوفهم احلى عيون
    و چشمان خود را زیباترین چشمان دیدم
    م انت عينيه اللي بشوف بيها
    زیرا تو چشمان من هستی که من توسط آنها می بینم
    و انت حياتي اللي انت مليها
    و تو زندگی من هستی و تمام هستیم را از آن خودکرده ای
    و انت دنيا كل ما فيها
    و تو تمام دنیای من و تمام چیزهایی هستی کهدر این دنیا وجود دارد
    شمس و قمر و بحر و جو
    تو خورشید و ماه و دریا و خشکیمی باشی
    علشان كده من حقي احلو
    به خاطرهمین است که من حق دارم با دیدن توزیبا بشوم
    مهما تغيب عن عيني يا عيني
    هر چه قدرکه ازچشم من دوربشوی تویی که مانندچشم من هستی
    انت فقلبي و ساكن في
    تو در قلبم من باقی خواهی ماند
    افضلافكر يوم ما تجيني
    و به آن روزی که تو می آیی فکر می کنم
    ح البس ايه و حاقولك ايه
    که چه بپوشم و چه حرفهایی را به تو بگویم
    و لا اسكت و كفايا سلامي
    و یا اینکه ساکت باشم و فقط به گفتن یک سلاماکتفا کنم
    منه ح تسمع كل كلامي
    و توسط آن سلام تو تمام حرفهایی که میخواهمبه تو بگویم را بشنوی
    ياللي حلويت بيك ايامي
    ای کسیکه باعث زیبایی روزهایمن شدی
    مهما حتبعد برضو ولو
    هرچه قدر باز از من دور بشوی
    و علشان كده منحقي احلو
    باز هم من این حق را دارم که با دیدن تو زیبا بشوم
    گر از عشق ميشه قصه نوشت ميشه از عشق تو گفت...
    ميشه از عشق تو مرد و ديگه از دست همه راحت شد..
    آره از عشق تو ديونگي هم عالميه...

    icon_wink icon_wink icon_wink icon_wink

  2. #2
    آواتار bahareeh
    تاريخ عضويت : Jul 2006
    پست ها : 508
    سپاس
    9
    تشکر شده 522 بار در 137 پست

    پيش گزيده

    گر از عشق ميشه قصه نوشت ميشه از عشق تو گفت...
    ميشه از عشق تو مرد و ديگه از دست همه راحت شد..
    آره از عشق تو ديونگي هم عالميه...

    icon_wink icon_wink icon_wink icon_wink

  3. #3
    آواتار bahareeh
    تاريخ عضويت : Jul 2006
    پست ها : 508
    سپاس
    9
    تشکر شده 522 بار در 137 پست

    Wink

    تقدیم به : همه طرفداران نوال الزغبی


    الممنوع مرغوب

    معني : هرقدغني شيرين مي باشد
    منعوني والممنوع ، الممنوع مرغوب
    من را ازعشق ورزیدن به تو منع کردند ,هرقدغنی شیرین می باشد
    حسبوا عليا عشقي ليك ذنوب
    عشقم به تو را همانند گناهبه شمار آوردند
    وانت حبيبي وعمري ما توب
    تو عشق من هستی و هرگزازعشق تو دستنخواهم کشید
    مهما جنى المحبوب محبوب
    هر اتفاقی که بیفتد عشق من همان عشقباقی خواهد ماند
    أنا جرحي جرح ليلي وصبري
    زخم من زخم شبها می باشد و شکیباییمن
    صبري ولا أيوب
    همچون شکیبایی ایوب است
    قالولي هو يومين ويروح
    به من گفتند که او تنها چند صباحی با تو خواهند ماندسپس خواهد رفت
    ويفوت وراه قلبك مجروح
    و تنها قلب شکسته تو از او به یادگارخواهد ماند
    يقولوا مهما يقولوا بعيش
    هر چه قدر که می خواهند بگویند من زندگیخود را خواهم کرد
    يللي هواك العين والروح
    ای کسیکه عشقت همچون چشمان و هستیمن می باشد
    حاكولي ياما وياما كتير
    چه سخنهایی که برای من تعریف نکردند
    رسموليصورة من الأساطير
    و تمام افسانه های عاشقانه را در برابر من مجسم کردند
    وخوفوني أطير في سماك
    و من را از پرواز در آسمان عشقت بر حذرداشتند
    لاقتني فوق النسمة بطير
    ولیکن تو من را دیدی که بالاتر از نسیم درآسمان عشقت در حال پرواز هستم
    گر از عشق ميشه قصه نوشت ميشه از عشق تو گفت...
    ميشه از عشق تو مرد و ديگه از دست همه راحت شد..
    آره از عشق تو ديونگي هم عالميه...

    icon_wink icon_wink icon_wink icon_wink

  4. #4
    آواتار bahareeh
    تاريخ عضويت : Jul 2006
    پست ها : 508
    سپاس
    9
    تشکر شده 522 بار در 137 پست

    پيش گزيده

    گر از عشق ميشه قصه نوشت ميشه از عشق تو گفت...
    ميشه از عشق تو مرد و ديگه از دست همه راحت شد..
    آره از عشق تو ديونگي هم عالميه...

    icon_wink icon_wink icon_wink icon_wink

  5. #5
    آواتار bahareeh
    تاريخ عضويت : Jul 2006
    پست ها : 508
    سپاس
    9
    تشکر شده 522 بار در 137 پست

    Wink

    طول عمري


    معني : سرتاسر عمرم





    سرتاسرعمرم را ای نازنین در رویا سپری می کنم


    ان انت حلم الليالي


    که تو رویای شبهای من هستی


    من نظرة غيرت حالي


    توبا یک نگاه حال من را دگرگون ساختی


    و قلبي و روحي معاك و الله


    به خدا سوگندکه قلب و وجود من به همراه توست


    حياتي , طول ما انا وياك


    زندگی من زمانی است که من در کنار تو هستم


    ليلاتي, فرح قلبي معاك


    شبهای من درحالی می گذرد که قلب من همراه با تو شادمی شود


    و عيني , لو بعد شايفاك


    و چشمهای من حتی اگر تو را دوبارهببینند


    عشقتك والله من طلة


    باز هم در یک نگاه عاشق تو می شدند



    طمني خليك معايا


    من را از بابت خود مطمئن ساز و در کنار من بمان


    ياليانت أجمل حكاية


    ای تویی که زیباترین افسانه می باشی


    ده هوانا من غيرنهاية


    این عشق ما تا ابد خواهد بود


    ويلا تعال ننسى اللي فات يلا


    بیا کهبا یکدیگر تمام گذشته را فراموش کنیم

    گر از عشق ميشه قصه نوشت ميشه از عشق تو گفت...
    ميشه از عشق تو مرد و ديگه از دست همه راحت شد..
    آره از عشق تو ديونگي هم عالميه...

    icon_wink icon_wink icon_wink icon_wink

  6. #6
    آواتار bahareeh
    تاريخ عضويت : Jul 2006
    پست ها : 508
    سپاس
    9
    تشکر شده 522 بار در 137 پست

    پيش گزيده

    گر از عشق ميشه قصه نوشت ميشه از عشق تو گفت...
    ميشه از عشق تو مرد و ديگه از دست همه راحت شد..
    آره از عشق تو ديونگي هم عالميه...

    icon_wink icon_wink icon_wink icon_wink

  7. #7
    آواتار bahareeh
    تاريخ عضويت : Jul 2006
    پست ها : 508
    سپاس
    9
    تشکر شده 522 بار در 137 پست

    Wink

    مندم عليک

    معني : به خاطر تو پشيمان نمي شوم
    على قلبي كان حبك حاكم
    عشق تو همچون فرمان روايي بر قلب من بود
    ياماكان ينصب ليا محاكم
    که بارها قلب من را مورد بازخواست قرارداد
    تفرح لدمعيوتعبي روحي
    هنگاميکه اشک چشمان من و خستگي من را مي بيني خوشحال مي شوي
    لااسف ينفع و لا قال
    نه ديگر تاسف سودي دارد و نه اينکه بگويي
    ناديم
    پشيماني
    مندم عليك
    ديگر به خاطر تو پشيمان نمي شوم
    دمع الندم غالي
    اين اشک هايپشيماني ارزش زيادي دارند
    خاطرعينيك ضيعت انا حالي
    من به خاطر چشمان تواحساسات خويش را گم کردم
    وكنت اظن انك حبيبي
    و فکر مي کردم که تو عشق منهستي
    قلبي كان ينشد تعود ليا
    قلبم به من گواهي مي داد که تو به سوي من بر ميگردي
    حتى بان جمرالهوى بيا
    و حتی آتش سوزان عشق در من نمايان شد
    وانت تزيدناري ولهيبي
    و تو همچنان حرارت آتش عشقم را افزون مي کني
    لا لا ما الوم
    نه نه تو را سرزنش نمي کنم
    ماريدك تاني
    ديگر تورا نمي خواهم
    ماعاد فيه لزوم
    ديگر نيازي نيست
    نرجع ثواني
    که حتيبراي چند ثانيه به سوي يکديگر برگرديم
    لا سهدي يدوم
    نه درد و رنج من ادامهپیدا می کند
    ولا حرماني
    و نه دیگرغم و غصه ای خواهم داشت
    لو ردتنيمظلوم
    و اگر تو بخواهی که من همچنان ستم تو را تحمل کنم
    ما عدت ابالي
    منهیچ وقت دیگر چنین فکری نخواهم کرد
    ولما غاب طیفك عن عيوني
    و هنگامی که چهره تو از مقابل چشمانم ناپدید شد
    صبري داب
    بی صبری امانم را برید
    واحتارت ظنوني
    و تمام فکر و خیال منپریشان و آشفته گشت
    يا ترى
    که ای کاش
    تحفظ ودادي
    در عشق من باقیبمانی
    عمري راح
    تمام عمرم را از دست دادم
    سهرت انا ليلي
    و شب ها را بیداریکشیدم
    وسری باح
    و رازم آشکار گشت
    صابرعلى ويلي
    و بر دردی که می کشمشکیبا هستم
    والفراق
    و جدایی
    أضنى فؤادي
    باعث درهم کوبیده شدن وجود منشد
    لا لا مستحيل
    نه نه, دیگر امکان ندارد
    يرجع شبابي
    که جوانیم بازگردد
    لا قلبي العليل
    دیگر قلب ناتوان من
    يرضى بعذابي
    به این رنجی کهمی کشم رضایت نخواهد داد
    ما عندي بديل
    هیچ چیزی وجود ندارد که جانشینی شود
    يدفع حسابي
    برای اینکه بتوانم حسابم را باز پس گیرم
    ناوي عالرحيل
    دیگرمی خواهم هجرت کنم
    واريح بالي
    و خیالم را آسوده گردانم
    گر از عشق ميشه قصه نوشت ميشه از عشق تو گفت...
    ميشه از عشق تو مرد و ديگه از دست همه راحت شد..
    آره از عشق تو ديونگي هم عالميه...

    icon_wink icon_wink icon_wink icon_wink

  8. #8
    آواتار bahareeh
    تاريخ عضويت : Jul 2006
    پست ها : 508
    سپاس
    9
    تشکر شده 522 بار در 137 پست

    Wink









    سماح
    معني : بخشش
    سماح
    بخشش
    قالى وبعیونو شفت الندم
    از من طلب بخشش کرد و من درچشمانش پشیمانی را دیدم

    ندم
    پشیمانی
    من قلب ياما بالماضي ظلم
    در قلبی که چه قدردرگذشتهسنگدل بود
    كيف
    چگونه
    حير سؤالو وما قدرت
    سوالش باعث آشفتگی من شد و نتوانستم
    لا
    نه
    بدى قلو لا وما قلت
    می خواستم به او بگویم ولیکن نگفتم
    ضيعت كل الكلمات
    تمام حرفها و سخنان را گم کردم
    وعيونو فى بالى
    وچشمهایش را به یاد آوردم
    وسنين حبى فى لحظات
    و تمام سالهای عشقم در یک لحظه
    مرت ببالى
    همچون خیالی ازخاطرم گذشت

    لا حبيبى ما نسيت لحظة هواك
    نه عزیزم من حتی یک لحظه نیزعشق تو رافراموش نکردم
    من قلبى سماح
    و با تمام قلبم تو را می بخشم
    عالبال بعدك عالبال
    هنوز یاد تو در خاطر من می باشد
    حبيبى يا غالى
    عشق من ای گرانبها ترین
    لو طال بعدك لو طال
    هر چه قدر دوری تو به درازابکشد
    ما بتفارق بالى
    هیچ وقت تو را فراموش نخواهم کرد

    سماح
    بخشش
    قلبي انا لا ما نسي
    نه , قلب من هیچ وقت تو را ازیاد نبرد
    وبقيت
    و همچنان باقی ماندم
    عالوعد حتى لو قلبك قسي
    همچنانبر سر پیمان باقی ماندم حتی اگر که قلب تو تبدیل به سنگ شد
    صعب
    سخت است
    اقدر انسى ايام الهوى
    که بتوانم روزهای عاشقی را فراموش کنم
    ايام
    روزهایی که
    مثل الحلم عشناها سوا
    همچون رویایی شیرین با یکدیگر سپریکردیم
    بالقلب حبك والروح
    عشق تو در تمام وجود و قلب من وجود دارد
    عايشبذاتى
    عشق تو در درون من حک شده است
    لا تغيب عنى لا تروح
    نه, از من جدانشو و از پیش من نرو
    وحدك حياتى
    تنها تو زندگی من می باشی

    گر از عشق ميشه قصه نوشت ميشه از عشق تو گفت...
    ميشه از عشق تو مرد و ديگه از دست همه راحت شد..
    آره از عشق تو ديونگي هم عالميه...

    icon_wink icon_wink icon_wink icon_wink

  9. #9
    آواتار bahareeh
    تاريخ عضويت : Jul 2006
    پست ها : 508
    سپاس
    9
    تشکر شده 522 بار در 137 پست

    Wink



    مليت

    معني : خسته شدم


    خلاص مش عايزه اشوفك تانى


    کافي است, ديگر نمي خواهم تو را ببينم


    وايههبقى عليه


    وديگر چه چيزي بين ما باقي مانده است که به خاطر آن بمانم


    هقول كلاللى كان جوايا


    تمام حرفهايي که در قلبم انباشته شده است را خواهم زد


    هتعملفيه ايه


    مي خواهي با من چه کني





    خسته شدم


    من كتر ما انا ضحيت


    آنقدرکه فداکاري کردم


    ولادقت هنا


    و هيچ وقت طعم خوشبختي را نچشيدم


    وبكيت وياريت


    و گريستم و ايکاش




    تو را خواهم ديد که به سوي من آمده اي و به خاطرمن گريه مي کني


    وتندم عاللى راح


    و به خاطر گذشته افسوس مي خوري


    ويومما تقول هتنسى زمانى


    و هيچ وقت روزهاي با من بودن را فراموش نخواهيکرد


    تفكرك الجراح


    و زخمي که من خوردم را به ياد خواهي آورد





    تعيش تندم عاللى عملته


    تو زندگي خواهي کرد و به خاطر کارهاي گذشته اتپشيمان خواهي شد


    تحلم بالرجوع


    و روياي برگشت را خواهي ديد


    وانا مش هبكىعلى اللى جرالى


    وليکن من ديگر به خاطر چيزهايي که بر من گذشته است نخواهم گريست


    حرام فيك الدموع


    تو ارزش اشک هاي من را نداري







    گر از عشق ميشه قصه نوشت ميشه از عشق تو گفت...
    ميشه از عشق تو مرد و ديگه از دست همه راحت شد..
    آره از عشق تو ديونگي هم عالميه...

    icon_wink icon_wink icon_wink icon_wink

  10. #10
    آواتار bahareeh
    تاريخ عضويت : Jul 2006
    پست ها : 508
    سپاس
    9
    تشکر شده 522 بار در 137 پست

    Wink


    حاسب نفسک

    معنی : خود را مورد بازخواست قرار بده


    حاسب نفسك الاول
    خود را در ابتدا مورد باز خواست قرار بده
    قبل ما انتتحاسبني
    پیش از آنکه من را محکوم کنی
    شوف انت معي ايش سويت
    نگاه کن کهتو با من چه کرده ای
    بعدها قول عاتبني
    آن وقت من را مورد سرزنش خود قراربده
    اللي بيني و بينك
    تمام احساسي که بين ما بود
    ضيعته بإيدينك
    همه رابا دستهايت نابود کردي
    كم ضحيت انا لعينك
    چه قدر من به خاطر چشمان تو فداکاريکردم
    و كل همك تعذبني
    و تو تمام فکرت اين بود که من را آزار دهي
    مين اللي فينا اتغير؟
    رفتار کدام یک از ما عوض شد
    مين اللي قلبهاتحجر؟
    قلب کدام يک از ما تبديل به سنگ شد؟
    أذكرك أو تتذكر
    به ياد مي آورييا مي خواهي كه من به يادت بياورم
    كم لك و انت جارحني
    قصه را تمام مي کنم درحاليکه تو قلب من را شکستي

    گر از عشق ميشه قصه نوشت ميشه از عشق تو گفت...
    ميشه از عشق تو مرد و ديگه از دست همه راحت شد..
    آره از عشق تو ديونگي هم عالميه...

    icon_wink icon_wink icon_wink icon_wink

قوانين ايجاد گفتگو در تالار

  • You may not post new threads
  • You may not post replies
  • You may not post attachments
  • You may not edit your posts
  • BB code is روشن
  • شکلک ها روشن هستند
  • کد [IMG] اکنون روشن ميباشد
  • HTML کد خاموش مي باشد