تصور كنيد كه شما روز جمعه سيزدهم ماه، ميخواهيد وارد خانهاي در انتهاي يك كوچه بنبست شويد كه سرتاسر كوچه پر از نردبانهاي ايستاده است و از بد حادثه پلاك خانه مورد نظر شما هم 666 است. در انتهاي كوچه نيز گربه سياهي ايستاده و به شما زل زده و درست وقتي وارد كوچه ميشويد رفتگر محله هم جاروي خود را روي كفش شما ميكشد. مطمئناً اگر يك آدم خرافاتي باشيد به اين نتيجه ميرسيد كه كمترين بلايي كه آن روز سرتان ميآيد سقوط يك شهابسنگ آسماني روي كلهتان است زيرا براساس علوم خرافه هر كدام از موارد بالا به تنهايي بديمن است چه برسد به اينكه تمام آنها يك جا براي شما پيش بيايد! اگر همانطور كه ذكر شد شما اگر آدم خرافاتي باشيد پس از روي دادن اين اتفاق يك سنگ آبي را به لباستان آويزان ميكنيد و در حالي كه نعل اسبي را به صورت وارونه در دست گرفتهايد از آن كوچه دور ميشويد. البته امكان دارد با قرار گرفتن در چنين موقعيتي اصلاً به شرايط ايجاد شده اعتنا نكنيد، چون آدم خرافاتي نيستيد و به اين حرفها هم اعتقادي نداريد.
راستي؛ اصلاً خرافات چيست؟
تعريف خرافات:
در لغتنامه دهخدا معني لغوي خرافات سخنان پريشان و نامربوط است. اين كلمه جمع خرافه به معني چيده شدن ميوه و نام مردي پريزاد از قبيله عذره است كه مردم سخنان او را باور نداشتند و معتقد بودند دائماً هذيان ميگويد.
خرافات در طول تاريخ بخش عمدهاي از تمام فرهنگهاي قديم و جديد بوده و به خاطر چنين آميختگي ديرينهاي هنوز هم بسياري از مردم به عقايد خاص خرافاتي اعتقاد دارند و از آن پيروي ميكنند. پيشينه خرافات به صد سال پيش از ميلاد مسيح برميگردد به طوري كه گاهي اين باورها گريبانگير بسياري از دانشمندان و فلاسفه بزرگ نيز شده مثلاً فيثاغورس فيلسوف و رياضيدان يوناني كه در حدود 530 سال پيش از ميلاد مسيح ميزيسته معتقد بوده:
نبايد آتش را با چاقو زير و رو كرد.
نبايد از روي ترازويي كه در حال وزن كردن است عبور كرد.
رختخواب بايد هر روز صبح جمع شود.
دستها را نبايد با اشتياق براي كسي تكان داد.
نبايد اجازه داد آب روي ناخن بماند!
روانشناسي خرافات!
روانشناسان ميگويند هر چه افراد افكار خرافاتي بيشتري داشته باشند ميزان اضطراب، خودكمبيني و روانپريشيشان نيز بيشتر است. زيرا وقتي انسان در برابر حادثهاي ناگوار قرار ميگيرد و از علل وقوع آن سردرنميآورد يا از درك آن عاجز است، سعي ميكند از طريق ابزاري بيربط و سهلالوصول و يا از طريق افكاري قابل پذيرش خود را آرام سازد. با توجه به آنچه گفته شد چون در گذشته علم پيشرفت چنداني نداشت و بسياري از چراهاي انسان بدون جواب ميماند خرافات نقش پررنگتري در زندگي بشر ايفا ميكرد.
اين خرافات از كجا آمدهاند؟
گاهي اوقات برخي عقايد خرافي ريشه تاريخي و حكايتهاي جالبي دارندكه در ادامه به چند مورد از داستانهاي اين چنيني اشاره ميشود:
1- در باور مسيحيان قديم وقتي نردبان به ديوار تكيه داده ميشد يك مثلث را تشكيل ميداد كه انسان با گام برداشتن از ميان آن به تثليث مقدس توهين ميكرد. گروهي هم معتقدند اين اعتقاد به بديمني عبور از زير نردبان از زمان مصر باستان به وجود آمده زيرا در آن زمان اگر پادشاه يا ملكهاي از دنيا ميرفت نردباني مهيا ميشد تا روح آنها به وسيله آن به بهشت برود و اگر كسي از زير آن نردبان عبور ميكرد در صعود ارواح به بهشت اختلال ايجاد ميشد!
2- يكي ديگر از متداولترين خرافات مطرح شده نحس بودن جمعه و سيزدهم ماه است. در اروپا اعتقاد بر اين است كه آدم و حوا در روز جمعه از بهشت رانده شدند و طوفان نوح نيز در روز جمعه به وقوع پيوست و مسيح نيز در روز جمعه به صليب كشيده شد. همچنين مسيحيان اعتقاد دارند در هر مراسم شيطاني همواره 12 عجوزه جادوگر به اضافه يك شيطان حضور دارد. بنابراين روز جمعه سيزدهم ماه تلفيق خطرناك و مرگآوري از نحسي عدد 13 روز جمعه است.
البته گاهي هم مطرح كردن عقايد خرافي بيشتر جنبه آموزشي و يا تربيتي دارد. مثلاً بعضي از مردم اعتقاد دارند دختري كه هنگام پختن غذا آواز بخواند بيشوهر ميماند كه به نظر ميرسد آنها بيشتر نگران سوختن غذا هستند و براي خوردن يك غذاي خوشمزه و ته نگرفته دختران را از بيشوهري ميترسانند تا آواز نخوانند و حواسشان به كارشان باشد!
در كشور ما نيز متداولترين خرافات مربوط به چشم زخم ميباشد به طوري كه اكثر قريب به اتفاق ما معتقديم اتفاقات خوب زندگي را نبايد براي هركس تعريف كنيم زيرا در باور ما حسود داراي نيروي خارقالعادهاي است كه به وسيله آن ميتواند به راحتي حادثه خوشيمن ما را به يك بدشانسي محض تبديل كند. به هرحال با وجود تمام مداركي كه بر بياساسي خرافات دلالت ميكنند هنوز هم در ميان ما هستند مديراني كه سيزدهم ماه قرارداد نميبندند و يا نويسندگاني كه وقتي بيست و دوم ماه روز شنبه باشد دست به قلم نميبرند...
راستي خود شما وقتي در يك شب تاريك با يك گربه سياه روبهرو ميشويد چه كار ميكنيد؟





پاسخ با نقل قول